Sunday, May 10, 2009

انتخاب شورای اسلامی شهر به عنوان شورای نمونه استان

دوست عزیزی با ارسال Email در خصوص علت نمونه شدن شورای شهر درچه سوال کرده و برای ایشان این انتخاب تعجب آور بوده است در ضمن بسیار هم اصرار داشته اند که شهردار و شورای نامه ایشان را مطالعه کنند . این پاسخ هم به این دلیل است که ایشان و سایر شهروندان عزیز مطمئن باشند که همه نقطه نظراتشان به هر نحوی که ارسال گردد مورد مطالعه قرار می گیرد و هم به این لحاظ که در شرحی مختصر توضیحی در این خصوص ارائه نمایم .
بحث من گزارش عملکرد شورا و شهرداری طی دو سال گذشته که از عمر آنها می گذرد نیست که این وظیفه روابط عمومی است و در این مقال نمی گنجد . آنچه مورد نظر من است توصیه به شهروندان و خصوصاً جوانان این شهر است که هیچ گاه خود و شهرستان را دست کم نگیرید . هیچ کس منکر نواقص و کمبودها نیست . هیچ وقت چشم خود را بر روی واقعیتها نبسته ایم ولی هم محدودیتها و هم منابع و قابلیتهای خود را خوب شناخته ایم . اهل معجزه کردن نیستم ولی سعی کرده ایم با بضاعت موجود حداکثر بهره وری را به دست آوریم . الان اتفاق مهم این است که شورای شهر درچه به عنوان شورای نمونه استان معرفی شده است . همه ما در این زمان بایست به این نکته افتخار کنیم . این شایستگی را تحقیر نکنیم ولی در باد غرور آن هم نخوابیم . شهر و شهرداری را از خود بدانیم و از امروز دو هدف را سرلوحه کار خود قرار دهیم . اول آن که با شناخت و رفع نواقص موجود روز به روز به سوی بهتر شدن حرکت کرده و حداقل شرایط موجود را حفظ کنیم و دوم با استفاده از پتانسیل ها و نظرات ارزشمند همه شهروندان خصوصاً جوانان خوش فکر به سمتی حرکت کنیم که در کشور شورای نمونه کشور انتخاب شویم .
دوستان عزیز ، باور کنید که همه ما می توانیم . کافیست خود را باور کرده ، داشته ها و قابلیتهای خود را خوار و خفیف نکنیم و به روزهای بهتر آینده امیدوار باشیم .

Monday, April 20, 2009

نشستی با مجمع هنرمندان شهر درچه

چند روز پیش افتخار داشتم نشستی با تعدادی از جوانان شهر که تشکلی تحت عنوان " مجمع هنرمندان شهر درچه " را تشکیل داده اند داشته باشم . جوانان هنرمند ، ساده و بی آلایشی که هر کدام در بخشی از هنر به فعالیت مشغولند و در محیطی با امکانات ناچیز ، آرزوهای بزرگ در سر می پرورانند . شخصاً اعتقاد دارم این نشست خیلی دیر برگزار شد ولی ظاهراً علت اصلی آن بی اعتمادی آنان به شهرداری بوده است که به لطف خداوند در حال حاضر این دیوار بی اعتمادی بر چیده که نه ، ولی کوتاه شده است . امیدوارم با همت و تلاش این عزیزان و با حسن تعامل نیروهای شهرداری روز به روز فضای همکاری طرفین گسترده تر شود.
در مطالب پیشین گفته بودم که اداره یک شهر هم چون یک خیابان دو طرفه است . اگر این خیابان یک طرفه شد قطعاً بعضی از دسترسی های آن محدود شده و نشاط و شادابی و تکاپوی یک خیابان دو طرفه را ندارد . قصدم از نگارش این سطور توصیه به همه عزیزانی است که فکر می کنند وجودشان ، توانائی هایشان و یا افکار و ایده های جدیدشان راهگشائی است برای بهتر شدن روند کاری شهرداری . ما را از نعمت وجود خود بی بهره نکنند تا همه مردم شهر بتوانند از قابلیتهای آنها استفاده نمایند . همیشه هم تنها راه تماس ملاقات حضوری نیست . شاید در بعضی از اوقات به علت گرفتاریهای فراوان شرمنده این عزیزان شده و امکان ملاقات حضوری فراهم نگردد ولی با استفاده از راههای مختلف تماس در این عصر ارتباطات می توان دلها را به هم نزدیکتر کرد که هم دلی از هم زبانی خوشتر است ...

Saturday, November 1, 2008

توسعه خدمات شهری

توسعه روز افزون شهر نشینی واقعیت غیر قابل کتمان جامعه امروز ماست . طبق آمار در کشورهای پیشرفته بیش از 90 درصد مردم در شهرها زندگی می کنند . امروزه کشورهای جهان سوم به شدت با پدیده مهاجرت دست به گریبان بوده و هر روزه شاهد بروز و ظهور کلان شهرهای چند میلیونی در این کشورها هستیم . پس عدم توجه به توسعه پایدار و همه جانبه شهرها مساوی است با بروز پیامدهای ناخوشایند فرهنگی ، اجتماعی و اقتصادی . در حقیقت امروزه متناسب با رشد و گسترش شهرها و افزایش اهمیت مدیریت شهری ، این علم دارای اهمیت استراتژیکی شده و امروزه بحث های فراوانی در میان اندیشمندان و صاحب نظران در خصوص مبانی و تئوریهای این علم در جریان است .
با این توصیف الگوی مطلوب مدیریت شهری چیست ؟ همانطور که در بحثهای قبلی اشاره شده یک الگوی مطلوب نیاز به دو فاکتور اساسی دارد ، مدیران متعهد و کارآمد و شهروندان فرهیخته و مسئولیت پذیر . فقدان هر یک از این دو عامل باعث نا کارآمدی برنامه های پیش رو می شود .
در جهان پر تلاطم امروز خدمات از تولید اهمیت بیشتری پیدا کرده است . کشورهای صاحب ثروت و قدرت کارخانه های تولیدی خود را به کشورهای جهان سوم منتقل کرده و خود فقط فکر تولید می کنند . اینجاست که اهمیت خدمات بیش از پیش روشن شده و کشورهائی که در زمینه خدمات پیشرفت داشته اند صاحب نفوذ بیشتری هستند .
اقتصاد امروزه به وضوح به سمت خدماتی شدن پیش می رود . پس اگر بگوئیم خدمات شهری قلب مدیریت شهری است حرفی به گزافه نگفته ایم . زیرا خدمات شهری ارتباط تنگاتنگ و روزمره با زندگی شهروندان دارد و کیفیت زندگی آنها را تعیین می کند . ماهیت خدمات شهری در حقیقت با خلاقیت و آگاهی مدیران شهری ارتباط مستقیم داشته بنابراین دارای هیچ گونه محدودیتی نبوده و بسته به شهر ، خلق و خو و فرهنگ شهروندان و وضعیت اجتماعی و اقتصادی شهر و شهروندان می تواند نمودهای مختلفی داشته باشد
.

Monday, October 20, 2008

برگزاری دومین یادواره شهدا در شهر با شكوه و جلالي مثال زدني

دومین یادواره شهدای شهر درچه با شکوه و جلالی مثال زدنی برگزار شد . حضور بی نظیر و پر شکوه خانواده گرانقدر شهدا ، جانبازان و رزمندگان و سایر اقشار جامعه آن چنان غافلگیر کننده بود که حتی برگزار کنندگان را به تعجب واداشته بود . این تجمع حیرت آور و این نظم قابل تقدیر در هنگام برگزاری مراسم بوی خوش وحدت و یکپارچگی می داد و خستگی ها را از تن می زدود . این مراسم برگزار شد . خیلی ها برای آن زحمت کشیدند . خیلی ها شب و روز در میان گرد و خاک ، با زبان روزه ، بدون هیچ گونه چشمداشتی فقط به عشق شهدا و شادی دل پدر و مادر های رنج کشیده آنها ، بار سختی ها را بر خود آسان دیدند و کار کردند و از بسیاری ناملایمات خسته نشدند . امکانات کم ، مشکلات مالی ، عدم همکاری بعضی ادارات و شاید خیلی چیزهای دیگر که جز فشار و سختی چیزی در بر نداشت . اما دوستان من ، همه اینها گذشت و مراسم به لطف خداوند و به آبروی خانواده های شهدا ، پر آبرو و با شکوه برگزار گردید . پس بگذارید دیگر از کاستی ها سخن نگوئیم . از بعضی فشارها و نا مهربانی ها حرفی به میان نیاوریم . از کسانی که می توانستند برادرانه باری از دوش بردارند ولی بعضاً خود باری شدند بر مشکلات ریز و درشت گله ائی نکنیم و تنها به خود ببالیم که در یکی از باشکوه ترین و معنوی ترین خاطرات مردم شهر شریک بوده ایم و در کنار عطر خانواده های شهدا شبی را زیر آسمان خدا چند ساعتی سپری کرده ایم و مهمانان گرانقدری داشتیم که با حضور خود بر رونق آن افزودند . از همه افرادی که چه به عنوان مهمان در جلسه شرکت کردند و یا از خانواده های شهدا و جانبازان و ایثارگران و رزمندگانی که خود صاحب اصلی مجلس بودند و به طور غرور آفرین حضوری سبز داشتند ، سپاسگزاری می نمایم .

تكاپوي برگزاري يادواره شهدا در شهر درچه

این روزها در شهر ولوله عجیبی برپاست . تکاپوی برگزاری دومین یادواره شهدای شهر ، شبها و روزهای پر تلاش را برای عاشقان فرهنگ و ایثار و شهادت رقم زده است . وقتی به محل برگزاری مراسم و نمایشگاه می روی عده زیادی از مردان جبهه و جنگ را می بینی که دیگر رنگ موهایشان خاکستری شده ولی با دیدن خاکریز و سنگر و ادوات نظامی ، شور و شوق روزهای جنگ و دیدار هم سنگران قدیمی در دلهاشان زنده شده و با همان شور و شوق و انرژی جوانی ، خسته و خاک آلود ، در تلاشند .
از همه زیباتر جوانان نسل سوم انقلابند که روزهای جنگ و دفاع مقدس را به مقتضای سن خود درک نکرده اند ولی اکنون دوشادوش رزمندگان دوران جنگ خود را در عرصه پیکار می بینند و مشتاقانه خود را با آن فضا در گیر می بینند و اگر تنها فایده برگزاری چنین مراسم با شکوهی همین باشد فکر می کنم برگزار کنندگان مراسم به هدف خود رسیده اند چرا که آنچه امروزه جامعه ما با شدت به آن نیاز دارد روحیه صفا ، یکرنگی ، اخلاص و از خود گذشتگی است و اکنون که عطر ایثار و شهادت در جای جای این شهر جاری است بهترین فرصت است تا اندکی به خود آئیم . غبار کینه و نفرت را از قلب زنگار بسته خود بزدائیم . به اعتقادات خود فکر کنیم و خودخواهی ها را کنار بگذاریم . بدانیم که امروز روز عمل و تلاش است . با تهمت و افترا و با کبر و غرور همدیگر را نرانیم و دوباره آهنگ وحدت را سر دهیم که اولین رمز پیروزی وحدت و یکدلی است.

Saturday, October 18, 2008

چه کسی می داند جنگ چیست ؟

به راستی جنگ چیست ؟ آیا برای بیان کلمه جنگ به جز واژه سوختن ، ویرانی و کشته شدن کلمات دیگری به ذهن خطور می کند ؟ اضطراب انتظار مادرانی که فرزندان خود را راهی جبهه ها کرده اند . کودکان چشم به راهی که با هر صدای در نفس گرم پدرشان را جستجو می کنند و مادر که بیهوده سعی می کند نگاه پریشان و نا امید خود را از دیدگان فرزند امیدوارش بدزدد.

جنگ صدای آتش است و خمپاره ، آوار سقفهای لرزان بر سر خانواده هائی معصوم که شب را به امید فردائی بهتر آرمیده اند و فردا دیگر هیچ کس صدای آنها را از میان انبوه آوار نخواهد شنید.

جنگ یعنی ناله های مادر بر مزار فرزند خونین پیکرش . جوانم کجاست ؟ راستی او چند سالش بود ؟ راستی چقدر دستان لرزان پدر آرزوی دامادی او را می کشید ؟ به همسرش چه بگویم ؟ به فرزندش ؟ واژه جنگ برای آنها چقدر خوشایند خواهد بود ؟

جنگ یعنی خونین شهر ، شلمچه ، هویزه ، دارخوئین . جنگ یعنی تکه ای از این خاک که ذره ذره آن هزاران یاد گلهای پر پر در خود دارد . راستی هویزه کجاست ؟ کدام دانشجو ، کدام دختر ، کدام پسر اکنون خود را برای شمردن اجساد موشک بارانهای دزفول آماده می کند؟ کدام جوان به داغ مادری می رسد که هنوز پس از سالها ، چشم انتظار جوان مفقود الاثر خویش است ؟ آیا فکر می کنید این فکر مغشوش و این قلب زنگار بسته ما را به کارون می رساند ؟ لب های عطش زده ما را سیراب می کند ؟ باید ذهنم را جمع و جور کنم و از هزار و یک پیرایه امروزی خالی ، شاید بتوانم گرد فراموشی را از این ذهن منجمد و یخ بسته دور کنم و چند خطی راجع به شریفترین مردان سرزمینم بنویسم .

نمی دانم کجا از قول شهید گرانقدری خوانده ام : " آنان که به هزار دلیل زندگی می کنند به هزار و یک دلیل نمی توانند زندگی را ترک کنند و آنان که به یک دلیل زندگی می کنند ، فقط به همان دلیل می توانند زندگی را ترک کنند ."

هزاران بار تاکنون این جمله را خوانده ام شاید بتوانم آن یک دلیل را جایگزین آن هزاران دلیل زندگیم بنمایم . ولی افسوس که این روزها من ، ما ، نمی دانم ، فرسنگها از خود دور شده ایم و بی دلیل به آن هزاران دلیل چسبیده ایم .

دوستان مهربانی که دلسوختگان حقیقی جنگ و یاران وفادار شهدا هستند گرد هم آمده اند تا برای شهیدان پاک این خطه ، شهر درچه ، یادواره ای برپا کنند شاید تلنگری باشد بر روح و جسم خسته و فرسوده ما . بی منت و بی مزد . بی بوق و بی کرنا . گوشه ائی خلوت از این شهر و شبهایی بلند و پرکار. دستان تلاشگر آنها را به گرمی می فشاریم و از همه آنهایی که می خواهند عطر خوشبوی شهادت بار دیگر در کوچه پس کوچه های شهر بپیچد و دل عاشقان را به پرواز در آورد طلب یاری و استمداد می جوئیم باشد که همگی ما رهرو این شهیدان والا مقام باشیم و به قول شهید سید حسن علم الهدی: "عاقلانه فکر کنیم و عاشقانه عمل نمائیم.

Saturday, September 27, 2008

شهرهای پویا

انسان به طور فطری و غریزی زیبائی و نظافت را دوست می دارد . در هیچ یک از ادیان الهی نیز به اندازه دین اسلام سفارش به تمیزی و پاکی نشده است . وقتی که در یک مسافرت طولانی از شهرهای مختلفی عبور می کنیم . قطعاً شهری را برای توقف و استراحت انتخاب می کنیم که شهری تمیز ، با صفا و با فضای سبز و درختانی سبز و شاداب باشد . هیچ گاه در کنار یک خیابان کثیف و یا جوی آلوده و بدون درخت ، در زیر برق آفتاب و گرد و خاک خانواده ای را برای توقفی هر چند کوتاه دیده اید ؟ حال باید دید همین جاذبه های کوچک چقدر می تواند برای رشد و آبادی یک شهر مفید و موثر باشد . اول و مهم تر از همه آن که اسم آن شهر به عنوان یک محل پاک و با صفا که نشان از شخصیت و فرهنگ مردم آن شهر دارد در اذهان همه مردم جای خواهد گرفت . دوم آن که رونق اقتصادی زیادی به شهر خواهد داد که حاصل همین توقف ها و رفت و آمدهای به ظاهر ساده و معمولی است و بالاخره آن که مانع از مهاجرت مردم و به خصوص نسل جوان که بیشتر به دنبال چیزهای نو و جذاب تر است به شهرهای بزرگ می شود و این یعنی جلوگیری از استحاله فرهنگی و به فراموشی سپردن هویت و فرهنگ یک جامعه .توجه به نکات فوق اهمیت افزایش سطح خدمات و استانداردهای شهری را به خوبی نشان می دهد . از یک سو شهرداریها موظف هستند به بهترین وجه خدمات خود را ارائه نمایند و از سوی دیگر مردم بایستی بدانند که مشارکت در امور شهری ، کمک به حفظ نظافت و زیبائی شهر ، رعایت قوانین و مقررات شهری ، جلوگیری از تخریب تجهیزات و مبلمان شهری ، همه و همه نقش ارزنده ائی در رشد و تعالی یک شهر و رسیدن به اهداف یک شهر پویا و فوائد آن که اشاره شد خواهد داشت و این یعنی سود و درآمد برای یک شهر در همه ابعاد اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی.